گردشگری

سوسن اسمی دکترای گردشگری نوشت:

گردشگری عراق محور.اشتباه راهبردی در سیاستهای گردشگری ایران

در سال‌های اخیر، بخش قابل‌توجهی از سیاست‌ها و منابع وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی ایران به بازار گردشگری عراق اختصاص یافته است. اعزام هیئت‌های متعدد به بغداد و نجف، برگزاری نمایشگاه‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی در خاک عراق، و تلاش برای معرفی ایران به‌عنوان مقصد اول گردشگران عراقی، بخشی از این رویکرد بوده است. با این حال، با نگاهی واقع‌گرایانه و علمی باید پرسید آیا تمرکز بر بازار عراق توجیه اقتصادی و فرهنگی دارد یا نه. واقعیت این است که بازار عراق، با ویژگی‌های اقتصادی، فرهنگی و ساختار سفر خاص خود، نمی‌تواند بازار هدف استراتژیک برای ایران باشد و تمرکز بر آن بیشتر ناشی از فقدان سیاست‌گذاری داده‌محور و رویکرد کیفی در مدیریت گردشگری است.

اکثر گردشگران عراقی بدون سازمان‌دهی حرفه‌ای و خارج از چارچوب شرکت‌های گردشگری وارد ایران می‌شوند. سفرهای آنان عمدتاً خودجوش و با اهداف زیارتی، درمانی یا خرید کالاهای ارزان است و هیچ‌گونه برنامه‌ریزی ساختاری در پس آن وجود ندارد. به همین دلیل، این گروه از گردشگران نیازی به تبلیغات رسمی یا هیئت‌های بازاریابی ندارند؛ انگیزه‌های شخصی و مذهبی برای آنان کافی است تا سفر به ایران را انتخاب کنند. از این‌رو، هزینه‌های هنگفتی که برای تبلیغات در عراق انجام می‌شود، در عمل کارایی اقتصادی ندارد و نوعی اتلاف منابع عمومی محسوب می‌شود.

از منظر اقتصادی، جریان گردشگری میان ایران و عراق چندان به سود ایران نیست. اگر ورود گردشگران عراقی به ایران را در برابر حجم عظیم گردشگری خروجی ایرانیان به عراق مقایسه کنیم، تراز گردشگری کشور کاملاً منفی است. ایرانیان سالانه برای سفرهای زیارتی، درمانی و تجاری به عراق هزینه‌های ارزی قابل‌توجهی می‌پردازند، در حالی که گردشگران عراقی در ایران هزینه‌ای بسیار پایین‌تر از میانگین جهانی دارند و بیشتر از خدمات یارانه‌ای و ارزان استفاده می‌کنند. در نتیجه، نه‌تنها درآمد ارزی قابل‌توجهی از این بازار حاصل نمی‌شود، بلکه فشار بر زیرساخت‌های شهری و خدمات عمومی افزایش می‌یابد.

حضور گسترده گردشگران بی‌ساختار در برخی شهرهای میزبان، به‌ویژه مشهد و تبریز، پیامدهای فرهنگی و اجتماعی قابل‌تأملی داشته است. نبود سیاست فرهنگی مشخص و نظارت حرفه‌ای بر رفتار گردشگران موجب شکل‌گیری نوعی شکاف فرهنگی میان گردشگران و جامعه میزبان شده است. در این فضا، گاه رفتارهایی مشاهده می‌شود که با ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی همخوانی ندارد و نگرانی‌هایی را در میان مردم محلی برانگیخته است. این آسیب‌ها، هرچند نباید به همه گردشگران تعمیم داده شود، اما نشان‌دهنده ضعف در مدیریت فرهنگی و نبود برنامه‌ریزی اخلاق‌محور در سیاست گردشگری کشور است.

افزون بر این، افزایش تقاضای اقامت ارزان از سوی گردشگران عراقی باعث شده بسیاری از واحدهای اقامتی در شهرهای زیارتی برای جذب این بازار نرخ‌ها را پایین آورند و ناگزیر کیفیت خدمات را کاهش دهند. این روند در بلندمدت به تضعیف استانداردهای صنعت هتلداری و از بین رفتن بازار برای گردشگران با توان اقتصادی بالاتر منجر می‌شود. در واقع، تمرکز بیش از حد بر گردشگری ارزان‌قیمت، نه‌تنها درآمد کشور را افزایش نمی‌دهد، بلکه برند گردشگری ایران را نیز تضعیف می‌کند.

تمرکز افراطی بر بازار عراق موجب غفلت از بازارهای بسیار ارزشمندتر منطقه‌ای و بین‌المللی شده است. کشورهای حوزه قفقاز، آسیای مرکزی، شرق آسیا و حتی اروپا، علاقه‌مندان واقعی میراث فرهنگی، طبیعت و تاریخ ایران‌اند و توان اقتصادی بسیار بالاتری دارند. اما در حالی که جذب گردشگران از این کشورها نیازمند برنامه‌ریزی و بازاریابی هوشمند است، بخش عمده منابع وزارتخانه صرف بازاری می‌شود که حتی بدون این هزینه‌ها نیز خودبه‌خود فعال است.

سیاست‌گذاری گردشگری در ایران هنوز بر پایه آمار خام ورود گردشگر استوار است. افزایش تعداد ورود از عراق به اشتباه نشانه موفقیت تلقی می‌شود، در حالی‌که این اعداد چیزی از کیفیت تجربه گردشگری، سطح درآمد یا تأثیر فرهنگی نشان نمی‌دهند. اگر شاخص‌های واقعی مانند میانگین هزینه‌کرد گردشگر، طول اقامت، رضایت جامعه میزبان و اثرات فرهنگی را در نظر بگیریم، تصویر روشن‌تر و متفاوتی به دست می‌آید: گردشگری عراق‌محور نه پایدار است، نه سودآور، و نه با اهداف توسعه فرهنگی ایران هم‌خوانی دارد.

توسعه گردشگری ایران نباید به آمار و تبلیغات ظاهری تقلیل یابد. گردشگری زمانی می‌تواند به ابزار توسعه پایدار، دیپلماسی فرهنگی و تقویت تصویر ملی تبدیل شود که بر پایه تحلیل داده‌ها، شناخت دقیق بازارها و ارتقای کیفیت خدمات بنا شود. تکیه بر بازار عراق در شکل کنونی، بیش از آنکه نشانه موفقیت باشد، بازتابی از فقدان سیاست گردشگری هوشمند است.
به بیان روشن‌تر، گردشگر عراقی در شرایط فعلی بازار هدف راهبردی ایران نیست، بلکه حاصل نبود راهبردی جامع در صنعت گردشگری کشور است.

پیشنهادات:

  1. تقویت زیرساخت‌ها و ظرفیت‌سازی واقعی
    پذیرش حجم بالای گردشگر بدون زیرساخت مناسب نه تنها درآمدزایی ایجاد نمی‌کند، بلکه فشار بر اقامتگاه‌ها، حمل‌ونقل و خدمات شهری وارد می‌کند. ضروری است تعداد هتل‌ها و مراکز اقامتی با استانداردهای بین‌المللی افزایش یابد، و خدمات بهداشتی، حمل‌ونقل و امنیت گردشگران ارتقا پیدا کند. این موضوع حتی در شرایط محدودیت بودجه و تحریم‌ها باید در قالب پروژه‌های اولویت‌بندی شده انجام شود.
  2. توسعه نیروی انسانی متخصص و راهنمای گردشگری
    یکی از مشکلات اساسی فعلی، کمبود راهنمای کارت‌دار و مسلط به زبان عربی است؛ تعداد چنین راهنمایانی به انگشتان دو دست هم نمی‌رسد. برای ایجاد تجربه گردشگری مثبت و حرفه‌ای، لازم است دوره‌های آموزش فشرده و برنامه‌های جذب راهنمایان حرفه‌ای طراحی و اجرا شود.
  3. ایجاد سیستم آمار دقیق و پایش گردشگران
    در حال حاضر هیچ آمار قابل اتکایی از تعداد گردشگرانی که صرفاً با هدف گردشگری به ایران سفر می‌کنند در دست نیست. این خلأ اطلاعاتی موجب دشواری در برنامه‌ریزی منابع، پیش‌بینی درآمد و ارزیابی اثرات فرهنگی و اقتصادی می‌شود. پیشنهاد می‌شود یک سامانه ملی ثبت و پایش گردشگران ورودی و خروجی طراحی شود که علاوه بر اطلاعات هویتی، نوع سفر، مدت اقامت و هزینه‌کرد گردشگر را نیز ثبت کند.
  4. برنامه‌ریزی واقع‌بینانه برای توافق ۵ میلیون گردشگر
    با توجه به توافق جدید مبنی بر ورود ۵ میلیون گردشگر عراقی، پیش‌بینی این حجم از مسافر بدون آمار دقیق و ظرفیت‌سنجی زیرساخت‌ها ممکن نیست. باید قبل از اجرای توافق، برنامه عملیاتی شامل ظرفیت اقامتی، خدمات حمل‌ونقل، نیروی انسانی و بودجه اجرایی تدوین شود تا از بروز بحران‌های اجتماعی و خدماتی جلوگیری گردد.
  5. استفاده از فناوری و مکانیزم‌های هوشمند مدیریت گردشگر
    با محدودیت‌های اقتصادی و فعال شدن مکانیزم ماشه، نمی‌توان صرفاً به روش‌های سنتی متکی بود. استفاده از فناوری‌های نوین، مانند ثبت الکترونیکی گردشگران، اپلیکیشن‌های هدایت مسیر و رزرو اقامتگاه‌ها، و تحلیل داده‌ها می‌تواند مدیریت گردشگری را بهینه کند و فشار بر زیرساخت‌ها را کاهش دهد.
  6. تنوع‌بخشی به بازارهای گردشگری و کاهش وابستگی به عراق
    ایران باید به جای تمرکز صرف بر یک کشور، بازارهای دیگر منطقه‌ای و بین‌المللی را نیز توسعه دهد. این تنوع باعث کاهش ریسک اقتصادی، افزایش درآمد ارزی و ارتقای تصویر گردشگری ایران در سطح جهانی می‌شود.
  7. آموزش و فرهنگ‌سازی گردشگری برای جامعه میزبان و گردشگران
    با حضور گردشگران ورودی، آموزش رفتارهای فرهنگی متقابل و آشنایی با آداب و رسوم اهمیت می‌یابد. برنامه‌های آموزشی کوتاه‌مدت برای کارکنان هتل‌ها، رستوران‌ها و مراکز خدمات گردشگری، و اطلاع‌رسانی به گردشگران قبل از سفر می‌تواند آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی را کاهش دهد.
  8. افزودن شاخص رضایت جامعه محلی به برنامه‌ها
    با توجه به اعتراضات اخیر ساکنان شهرهایی مانند تبریز و همدان که رسانه‌ای شده، لازم است وزارت گردشگری به‌صورت شفاف پاسخ دهد که رضایت جامعه محلی کجای برنامه‌ها و سیاست‌های گردشگری ورودی قرار دارد. بدون در نظر گرفتن دیدگاه‌ها، نگرانی‌ها و مشارکت مردم محلی، افزایش حجم گردشگران ممکن است موجب افزایش تنش‌های اجتماعی و کاهش کیفیت تجربه گردشگری شود.

در نهایت، تجربه گردشگری عراق‌محور نشان می‌دهد که صرف افزایش آمار ورود گردشگر بدون برنامه‌ریزی دقیق، زیرساخت مناسب و توجه به جامعه محلی، نه تنها سودآور نیست، بلکه می‌تواند اثرات منفی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایجاد کند. ضروری است سیاست‌های گردشگری ایران بر پایه داده‌های واقعی، ظرفیت‌سنجی زیرساخت‌ها و آموزش نیروی انسانی متخصص بازنگری شود و رضایت جامعه میزبان به‌عنوان شاخص اصلی در طراحی برنامه‌ها قرار گیرد. بدون چنین رویکردی، توافق‌های پرحجم و تبلیغات گسترده ممکن است تنها به اتلاف منابع و افزایش تنش‌های اجتماعی منجر شوند و فرصت‌های واقعی توسعه پایدار گردشگری در کشور از دست برود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا